ذهن دوجایگاهی

شما هم بگین!

به نظر من هر آدمی مثل یک تابلو نقاشیه، مثل یک آهنگ موسیقی، یک شعر یا داستانه. هر کسی می تونه دیگری رو هر طور که دلش می خواد ببینه، بشنوه و یا بخونه.
Aبهم گفت که فکر می کنه من یک آدمه دموکراتم
Bبهم گفت که فکر می کنه من یک آدم چپی هستم.
Cبهم گفت که به نظرش من یک ملی گرا هستم
Dبهم گفت که من یک زن هستم
Eبهم گفت که خوب منو شناخته و می دونه که من یک آدم ملی مذهبی هستم
Fبهم گفت که فکر می کنه من یک فرد لیبرال هستم
Gبهم گفت که به نظرش من یک فرد ضد خدا هستم.

من وقتی از زاویه داخلی خودم به خودم نگاه می کنم می بینم که پرم از لکه های رنگی، پرم از نتهای مختلف، پرم از واژه های آشنا و ناآشنا، با معنا و بی معنا.
اما هر کسی می یاد و یک لکه رنگی می بینه، یک نت می شنوه، یک واژه می خونه و اونجوری که دوست داره برداشت می کنه. من خودم رو باز گذاشتم تا هرکس هرطور دلش می خواد قضاوت کنه و من مقاومتی یا خوشحالی درمورد قضاوتهای مختلف نشون نمی دم.

دسته‌ها:دفتر خاطرات ,

4 Responses

  1. صدرا می‌گه:

    من نمی شناسمت. باید چیکار کنم؟!

  2. مینا می‌گه:

    اگه این جوری نبودیم که نمی شد اسم ما را گداشت آدم!انسان یعنی پیچیدگی…

  3. pari kariminia می‌گه:

    با سلام خوشحال شدم که نوشته هاتو دیدم امیدوارم که موفق باشید

  4. h می‌گه:

    A,B & F fekr mikonan ke to chi hasti,hads mizanan.

    C & G be nazareshun miad ke nasionalist o ateist hasti.

    D & E be serahat migan ke zan hasti o melli mazhabi.

    H mige: ye adame ba atefe,ba vojdane bidar,fereshteye ziba, & …

Leave a Reply

برگه‌ها

دسته‌ها

 

اکتبر 2008
ی د س چ پ ج ش
« سپتامبر   دسامبر »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

آمار بازدید

  • 1,607 hits