روزآمدهای اخیر RSS تغییروضعیت بند‌های دیدگاه | میان‌بُرها

  • bicameralmind 9:57 pm on August 23, 2009 پیوند پایدار | پاسخ دادن  

    ئەو دەمەی پەرلاماری ژنێک دەرێت

    خاک گۆرانی بە باڵای خۆیدا دەڵێت

    ئەو دەمەی ژنێک چڕنووک لە دیوارە رەشەکانی پەلامار دەگرێت

    قیژەی با چەپڵەڕێزانە و

    لوورە لووری خودا تاقەتی ئاسمان دەشکێنێت

    ئەو دەمەی ژنێک لە ژێر پەلامارێک

    بڕوای بە خودا لە دەست دەدات

    ئێمە تف لە خاک و هەڕەشە لە ئاسمان دەکەین

    ئەو دەمەی ژنێک دێتە دونیا

    ئاگر وسکتە و چاوەڕێی پەلامارێ

    ژنێک کامێراکان دێنێتە لەرزە

    موچڕک گیانی زەوین دادەگرێت

    هەتاو باوەش بە نامووسی خۆیدا دەکات

    ئاسمان گمیز بە خۆیدا دەکات

    لێرە ژنێک بارانە فرمێسک ئەڕێژێت

    بۆ هەتاو

    بۆ خودا

    بۆ ئاسمان

    بۆ زەوین

    لێرە ژنێک باوەش بۆ ئاگر دەکاتەوە

    لێرە ژنێک گۆرانی بۆ رەشەبا دەڵێت

    لێرە ژنێک لە دایک دەبێت

    لێرە خاک کڕنووش بۆ داوێنە دڕاوەکانی ژنانی شار دەبات!

     
  • bicameralmind 12:29 pm on June 14, 2009 پیوند پایدار | پاسخ دادن  

    راهپیمایی حامیان موسوی؛ از انقلاب تا آزادی 

    حامیان میرحسین موسوی فردا دوشنبه از ساعت 16 تا 18 در سراسر كشور راهپیمایی می كنند.در تهران این راهپیمایی از میدان انقلاب تهران به سوی میدان آزادی انجام می شود و میرحسین خود پیشاپیش راهپیمایان خواهد بود. این خبر را رییس ستاد میرحسین موسوی اعلام كرد .
    جناب آقای محصولی وزیر كشور ، با سلام، به استحضار می رساند جمعی از مردم در اعتراض به شیوه انتخابات درصددند روز دوشنبه 25/3/88 ساعت 4 بعد از ظهر راهپیمایی آرام در سراسر كشور برگزار نمایند ، خواهشمند است نسبت به صدور مجوز اقدام نمائید.لازم به یادآوری است مسیر راهپیمایی در تهران از میدان انقلاب تا آزادی به همراه سخنرانی جناب آقای میرحسین موسوی در میدان آزادی است.

    منبع: هم میهن

     
    • اسماعیل مولودی اسماعیل مولودی 8:35 ب.ظ on ژوئن 21, 2009 پیوند پایدار

      ایران: جنبش برابری طلب و دعوای سردمداران حکومت!

      در حاشیه تهدیدات امروز خامنه ای در نماز جمعه تهران علیه مبارزات مردم درمقابل رژیم.

      اسماعیل مولودی 19 جون 2009

      esmail-m@hotmail.com

      امروز بعد از یک هفته اعتزاضات خیابانی مردم عیله حاکمیت مذهبی، خامنه ای رهبر نظام در نماز جمعه امروز (نماز جمعه تریبون حکومت فاشیست ایران برای ابراز نظرات رسمی خود است) نظر خودرا بیان کرد

      1 دستور به قانون گرایی و حفظ نظام داد.

      2 به لیبرالهای و دوم خردادی ها هشدار داد

      3 انتخاب احمدی نژاد را تاکید مجدد کرد

      4 ادامه اعتراضات از طرف مردم را تهدید به دخالت نیرو های سرکوبگر کرد.

      خامنه ای از بدو مضکحه انتخابات موضع و جایگاه خودرا تعیین کرد، در نماز جمعه امروز (جمعه 29 خرداد برابر با 19 جون 2009) دوباره بر موضع قبلی خود تاکید کرد. از همپالگی هایش (رفسنجانی و ناطق نوری) اعاده حیثیت کرد.

      در این میان سبز قبایهای درون نظام و دو خردادی های (موسوی و خاتمی و شرکا) شکست خورده تلاش میکنند که در این کشمکش (مضکحه انتخابات ریاست جمهوری) از طرف باج بگیرند. حرکت دوم خردادی خیلی وقت است شکست خورده و کنفرانس برلین در سال 1999 فاتحه آنرا خواند. اکنون بعد از ده سال دوباره به یمن اعتراضات کارگری و توده ای در جامعه جرئت کرده اند سر بلند کنند. ولی لغو تظاهرات از طرف کروبی، نوشته موسوی در روزنامه اطلاعات پنجشنه 28 خرداد1388 . این آقایان باری دیگر جبونی و ترسشان از برآمد توده ای مردم نشان داند. خامنه ای امروز آب پاکی دوباره روی دستشان ریخت.

      مسئله این است که در چند سال اخیر وسعت و گستردگی اعتراضات کارگری در ایران(بخصوص مبارزات اخیر کارگران در اول مه) ، مسئله تحمیل فقر و بیحقوقی به مردم، مبارزات دانشجویی وروشنفکران. جامعه را در مسیر تحولات گسترده ای قرار داده است. همین باعث شده که سردمداران حکومتی دچار انشقاق شوند و برای جلوگیری از گسترش اعتراضات و حفظ نظام جمهوری اسلامی دچار اختلافهای شدید و داخلی شده اند. که در این میان مضحکه انتخابات ریاست جمهوری باعث شد دعوا در بالا آشکار شود. از طرف دیگر مردم بجان آمده از حاکمیت ضد بشری جمهوری اسلامی فرصت را غنمیت دانسته و به خیابانها ریخته اند.

      خامنه ای امروز در هشدار به مخالفینش گفت (تسلیم فشار خیابانی نخواهد شد) این یعنی سمبه خیابان پرزور است و به ابواب جمعی هشدار داد اگر مسئله گسترش یابد همه با هم به زیر کشیده میشویم. از ترس این مسئله موسوی در روزنامه اطلاعات روز پنجشنبه نوشت اغتشاش کردن را محکوم میکند. از مردم خواست برای سوگواری به مسجد و تکایا بروند. کروبی تظاهراتی را که فراخوان داده بود بطرف نماز جمعه شب قبلش لغو کرد.

      اینها فاکتورهایی است که وضعیت سران حکومت در بالا را نشان میدهد. اما این اختلافات در بالا یک منطقی پشتش است و آن این است که تحولات و مبارزات روز مره مردم علیه این نظام ترور و خفقان به جایی رسیده که بالایی هارا بیقرار و نا مطمئن از وضعیت خود هستند. چون منطق جنبشهای اعتراضی این است که بالایی ها نمیتوانند به شیوه گذشته حکومت کنند و پائینی ها (مردم) دیگر حاضر نیستند حاکمیت آنهارا قبول کنند و بالایی هارا به چلنج می کشانند. اما همه میدانیم، دعوای موسوی با خامنه ای این نیست که نظام آپارتاید جنسی در ایران از بین برود (خواست اساسی مردم ایران). دعوای موسوی برای شریک بودن در قدرت است، با حفظ اساس و ماهیت حکومت ددمنش جمهوری اسلامی. موسوی خواست برابری زن و مرد و یا خواست آزادی زندانیان سیاسی را ندارد. موسوی فکر میکند حقش خورده شده. کدام حق؟ سهم در قدرت.

      در صورتی که خواست مردم سهم دادن به موسوی نیست. خواست مردم آزادی بیقید و شرط بیان، آزادی بیقید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و لغو آپارتاید جنسی در ایران است. شرکت میلیونی مردم در تظاهراتها برای این نیست که زندانیان سیاسی در زندان باشند، زنان زیر حجاب باشند و آدمها سنگسار شوند ولی آقای موسوی رئیس جمهور باشد. مردم ایران از اختلاف در بالا که خود بوجود آورده اند دارند استفاده میکنند و میخواهند از فضایی که بوجود آمده اعتراض خود را به نمایش بگذارند.

      خامنه ای امروز نتوانست ترسش از مبارزات مردم را لاپوشانی کند ، به این واقعیت اشاره کرد و به موسوی و خاتمی تمام حامیان نظام هشدارداد. بهمین خاطردر نماز جمعه بر دخالت نیروهای نظامی تاکید کرد و گفت اگر اعتراضات خیابانی را تمام نکنید؟؟!!! آنر روی سکه را نشان میدهم و اشاره کرد این دفعه می آیم اینجا جور دیگری صحبت میکینم با مردم (حزب الله، بسیجی، سپاه و ارتش).

      خامنه ای بی جربزگی دوم خردادی هارا میشناسد و میداند همپالگی خودش هستند. اما خامنه ای از آنطرف دعوا هراسش گرفته و به در میگوید تا دیوار بشنوند. خامنه ای امروز رسما جنبش آزادیخواهی در ایران را تهدید کرد.

      در همان حال ترسش از گسترش جنبش اعتراضی را هم بیان کرد.

      حال مسئله روشن است

      1 جامعه ایران دچار تحولی عظیم شده و مردم در صف میلیونی این هفته به نظام قدرت حضور خود در خیابان را نشان دادند.

      2 بر خلاف در خواست میر حسین موسوی در تظاهرات روز پنجشنبه 28 خرداد مردم از مسجد و تکایا برای ابراز همدردی با خانواده قربانیان روز دوشنبه ؛ استفاده نکردند و دوباره در خیابانها رژه رفتند.

      3 مسئله اینجاست آیا اعتراضات خیابانی ادامه خواهد داشت؟

      اعتراضات خیابانی تنها صلاح دست مردم و کارگران است. اعتراضات خیابانی میتواند صحنه سیاست را بکلی عوض کند و یا امتیازات جدی از حاکمان بگیرد. اما این تنها اعتراضات خیابانی به خودی خود نیست که میتواند امتیاز بگیرد و یا صحنه سیاسی جامعه را عوض کند.، بلکه شعار های اعتراضات چیست و سمت و سوی اعتراضات به کجاست نقش جدی و اساسی در تحولات داردو میتواند اعتراضات خیابانی را به ایجاد تحولی که جامعه میخواهد برساند. بنظر من شعار مردم آزاده و برابری طلب ایران اینهاست:

      ما مردم ایران خواهان آزادی بیقید و شرط کلیه زندانیان سیاسی در ایران هستیم.

      ما مردم ایران خواهان برابری و لغو کلیه قوانین آپارتاید جنسی در ایران هستیم

      ما مردم ایران خواهان آزادی بیقید و شرط بیان و تشکل هستیم

      ما مردم ایران خواهان دنیایی آزاد و دور از ستم هستیم.

      برای رسیدن به این خواستها باید خودرا در خیابان شکل دهیم. صف متحد ما اجازه نمیدهد که به مسلخمان ببرند. مردم در این مورد تجربیات و دانش بسیاری دارند. اعتراضات این روز ها در ایران نشان قدرت و تحرک جنبش برابری در ایران است. قطعا هر اعتراضاتی رهبران خودرا به جلو خواهد فرستاد و هیچ کس انتظار ندارد که از جایی وارد شوند. قطعا مبارزان و سازمان دهندگان اعتراضات میلیونی در دل خود شرکت کنندگان هسنند. باید هوشیارانه آنهارا حفظ کرد و هوشیارانه حرکت شروع شده در خیابان را ادامه داد. تصمیم گرفتن در این مورد با مردم آزاده است اما نباید این فرصت خوب برای جنبش مردم ایران را از دست داد. رهبران این اعتراضات باید بدانند که توازن قوا در جامعه به نفع جنبش آزادیخواهی است.

      مرگ بر جمهوری اسلامی

      زنده با جنبش اعتراضی در ایران

    • اسماعیل مولودی اسماعیل مولودی 8:37 ب.ظ on ژوئن 21, 2009 پیوند پایدار

      شعار آزادی زندانیان سیاسی را نباید فراموش کرد!

      اسماعیل مولودی 16 جون 2009

      در هر مبارزه اجتماعی هویت شعارها نشان میدهد که اعترا ض پیامش چیست. شعار چکیده خواستهای بر حق مردم به جان آمده است. اکنون مردم بجان آمده از جنایات جمهوری اسلامی به خیابان آمده اند تا در یک قدرت نمایی نشان دهند که حرف آخر را مردم معترض و رادیکال میزنند. مردمی که آزادی و رفاه خواست بر حقشان است. رای گیری حتی اگر تکرار شود مسله مانیست. ما به کل نظام و سیستم آپارتاید جنسی در ایران معترض هستیم. ما خواهان آزادی بیقد و شرط بیان در جامعه هستیم. رژیمهای جنایتکار زندانیان سیاسی را بعنوان گروگان از مبارزات بر حق مردم میگیرند. پس زندانیان سیاسی یک مسئله جدی مبارزات است. ما داریم برای آزادی و رفاه مبارزه میکنیم، پس باید یکی از خواستهای اصلی ما آزادی کلیه زندانیان سیاسی باشد. یادمان نرود تعدادی از اینها کسانی هستند که از دوره نخست وزیری آقای میر حسین موسوی تاکنون زندانی هستند. باید مردم معترض اولین شعارش آزادی کلیه زندانیان سیاسی باشد. من به یاد دارم که حکومت شاه با خواست آزادی زندانیان سیاسی و اعتصابات گسترده کارگران فرو ریخت. من زندگی جدید خودرا مدیون مبارزات مردم آیران در سال 1357 میدانم که از زندان شاه بعد از سالها بیرونم آوردند. یعنی تاریخ تولد جدید من 11 دیماه 1357 است اگر چه در واقع در14 اسفند 1332 متولد شدم.

      امروز همه دارودسته رژیم از لیبرال و فاشیستش تلاش میکنند که مسئله را به مسئله رای مضحکه انتخابات ریاست جمهوری محدود کنند. شاید از ترس اعتراضات مردم حتی انتخابات مجدد هم راه بیاندازند. اما ما مردم ستمدیده زیر حکومت فاشیستی اسلامی نباید به وعده ها و نویدهای آقایان گوش کنیم. باید از شکافی که در بالا بوجود آمده به نفع مبارزات خود و آزادی کلیه زندانیان سیاسی استفاده کرد.

      شعار ما مردم آزادی جامعه از زیر فشار حکومت آپارتاید جنسی و آزادی کلیه زندانیان سیاسی در ایران است. یادمان نرود فرزندان کارگران و مبارزان درنبد جمهوری اسلامی به مبارزات ما چشم دوخته اند.

      زنده باد مردم رزمنده ایران

      درود بر انقلاب

      زندانی سیاسی آزاد باید گردد

  • bicameralmind 5:49 pm on October 20, 2008 پیوند پایدار | پاسخ دادن
    Tags: شما هم بگین   

    شما هم بگین! 

    به نظر من هر آدمی مثل یک تابلو نقاشیه، مثل یک آهنگ موسیقی، یک شعر یا داستانه. هر کسی می تونه دیگری رو هر طور که دلش می خواد ببینه، بشنوه و یا بخونه.
    Aبهم گفت که فکر می کنه من یک آدمه دموکراتم
    Bبهم گفت که فکر می کنه من یک آدم چپی هستم.
    Cبهم گفت که به نظرش من یک ملی گرا هستم
    Dبهم گفت که من یک زن هستم
    Eبهم گفت که خوب منو شناخته و می دونه که من یک آدم ملی مذهبی هستم
    Fبهم گفت که فکر می کنه من یک فرد لیبرال هستم
    Gبهم گفت که به نظرش من یک فرد ضد خدا هستم.

    من وقتی از زاویه داخلی خودم به خودم نگاه می کنم می بینم که پرم از لکه های رنگی، پرم از نتهای مختلف، پرم از واژه های آشنا و ناآشنا، با معنا و بی معنا.
    اما هر کسی می یاد و یک لکه رنگی می بینه، یک نت می شنوه، یک واژه می خونه و اونجوری که دوست داره برداشت می کنه. من خودم رو باز گذاشتم تا هرکس هرطور دلش می خواد قضاوت کنه و من مقاومتی یا خوشحالی درمورد قضاوتهای مختلف نشون نمی دم.

     
    • صدرا 9:12 ب.ظ on اکتبر 20, 2008 پیوند پایدار

      من نمی شناسمت. باید چیکار کنم؟!

    • مینا 6:54 ق.ظ on اکتبر 21, 2008 پیوند پایدار

      اگه این جوری نبودیم که نمی شد اسم ما را گداشت آدم!انسان یعنی پیچیدگی…

    • pari kariminia 12:43 ب.ظ on اکتبر 24, 2008 پیوند پایدار

      با سلام خوشحال شدم که نوشته هاتو دیدم امیدوارم که موفق باشید

    • h 1:06 ب.ظ on دسامبر 25, 2008 پیوند پایدار

      A,B & F fekr mikonan ke to chi hasti,hads mizanan.

      C & G be nazareshun miad ke nasionalist o ateist hasti.

      D & E be serahat migan ke zan hasti o melli mazhabi.

      H mige: ye adame ba atefe,ba vojdane bidar,fereshteye ziba, & …

  • bicameralmind 6:22 pm on October 18, 2008 پیوند پایدار | پاسخ دادن
    Tags: چگونه از خورشت بامیه املت بساز   

    چگونه از خورشت بامیه املت بسازیم؟
    مواد لازم:
    نیم کیلو گوجه
    250 گرم بامیه
    یک عدد پیاز متوسط
    تریجحاً سه عدد گوجه را جدا می گذاریم
    دو عدد تخم مرغ
    یک لب تاب
    ابتدا پیاز و گوجه و بامیه و همه اینها را را در قابلمه با هم تفت اداده و بعد مقدار کمی آب رویش ریخته سرش را می گذاریم تا آماده شود. بعد لب تاب را روشن کرده و آنقدر مشغول می شویم و چرت و پرت می نویسیم تا متوجه بوی سوختگی شویم. فوراً به آشپزخانه رفته و اعصابمان را به خاطر سوختن غذا خورد می کنیم. خوب شد که سه عدد گوجه را کنار گذاشتیم. غذا را دور ریخته و به جایش املتی دو دقیقه ای درست می کنیم.
    نوش جان.

     
  • bicameralmind 10:03 pm on October 17, 2008 پیوند پایدار | پاسخ دادن
    Tags: اعتراف   

    اعتراف 

    باید اعتراف کنم که مورچه های زیادی رو کشتم. اعتراف می کنم که روی اونها سم ریختم و با جارو برقی همشونو مکیدم. اعتراف می کنم که از سوسکها متنفرم و هرجا که دیدمشون از کسی خواستم که بکشدشون چون خودم حالم ازشون به هم می خوره. اعتراف می کنم که از صدای جیرجیرک بدم می یاد و آخرین بار چند وقت پیش نصف شب همزمان با صدای اذان یکی رو کشتم. اعتراف می کنم که از مگسها حالم به هم می خوره و هر کجا که تونسته باشم اونها رو تو مشتم اونقدر تکون دادم تا از سرگیجه بمیرن. دخل پشه ها رو هم با پیف پاف آوردم. از اون زنبورهای قرمز و بزرگ هم خاطره خوب ندارم برای همین هم هربار که بهم نزدیک شدن با جارو کشتمشون. از نبور هم خوشم نمی یاد برای اینکه بچه که بودم تو باغچه خونه خالم پنج تا زنبور همزمان نیشم زدن. همیشه هم روی گربه ها آب می پاشم، برای اینکه تو بچگیم یه گربه می خواست بهم حمله کنه. از عقرب و مار هم وحشتناک می ترسم برای اینکه از وقتی یادمه داستانهای ترسناک درموردشون شنیدم، برای همین همیشه احساس می کنم اونها یک جایی کمین گرفتن و یک روز ظاهر می شن. دیشب خواب دیدم گربه خریدم و اون فکر می کرد، حرف می زد و می خندید. اون گربه غمگین و جدی بود. اعتراف می کنم تا حالا با هیچ جانوری خوب رفتار نکردم. من باعث مرگ و نابودی تعداد زیادی از مورچه ها و سوسکها و زنبورها و همینطور عذابخیایهای دیگه شدم. من هیچ وقت به حقوق اونها اعتراف نکردم و نتونستم به حقوقشون احترام بذارم. . خیلی اعمال دیگه ای هم کرتکب شدم که الآن یادم نمی یاد.

    به نظر شما آیا من مستحق مجازاتم؟

     
  • bicameralmind 3:49 pm on October 17, 2008 پیوند پایدار | پاسخ دادن
    Tags: دختران جوان خیلی   

    دختران جوان خیلی زود تبدبل می شوند به زنان میانسال 

    داشتیم ناهار می خوردیم. او آدامس دهنش را تف کرد روی ظرفشویی، به مادرش گفتم: ” ببینید درست نیست دختر شما این رفتا را انجام می دهد، لابد انتظار دارد ما آدامسش را با دست برداشته و در سطل آشغال بیاندازیم؟
    مادرش جواب داد: ” ببین، اون بچه ست و با محیط اینجا آشنا نیست.” منظورش این بود که نمی تواند سطل آشغال را پیدا کند. و اون واقعاً بچه بود چون 17 سال بیشتر نداشت.
    اما این دختر بچه یک ماه بعد می خواست یک زن باشد. او با دوست پسرش ازدواج کرد و روزی که آورده بودنش تا لباس عروس تنش کنند در وجودش میخواندم که چقدر آرزوی پوشین لباس عروس و اینجور مراسمها را دارد. این عروس خانم و آقا داماد هردو دانش آموز بودند و من هنوز در عجبم که این بزرگترها چگونه وجدانشان راضی شده تا آنها به این زودی با هم ازدواج کنند!
    دختر بچه ای که تا یک ماه پیش آدامس دهانش را خیلی کودکانه در ظرفشویی تف می کرد چقدر زود بزرگ شد. با خودم می گویم: “لابد محمد حق داشته در 9 سالگی با عایشه ازدواج کند.” طبق گفته ها هم که از 7 سالگی با او(عایشه) ور رفته است. با این تعریف دختران می باید در 20سالگی یک زن کامل و باتجربه باشند.
    دیروز که او را دیدم یک زن کامل بود بعد از 4 ماه. آن بهانه گیریها و سرکشی هایش همه در شکمش خود را پنهان ساخته بودند اما باز هویدا بود.
    زمانی که مادرش گفت چند روز دیگر عقد دخترم است، برای چند لحظه خشکم زد. از او پرسیدم: “جدی؟ پس مدرسه اش، آینده اش چه می شود؟”
    اما مادرش خیلی راحت پاسخ داد: “من نمی توانم برایش آینده ای بسازم.”
    به همین راحتی! این در حالی بود که مادرش وضع اقتصادی خیلی خوبی داشت. اما از همسر اولش جدا شده بود و اکنون با مردی از غرب برگشته تجدیدفراش کرده بود. اما به صورت غیرقانونی.
    با خود می گویم: “چگونه است که این مردم یک لحظه هم قادر به تفکر در مورد حتی بچه های خود نیستند. آیا غیراز این بود که می خواست از شر دختر بچه اش خلاص شود و البته فکر می کرد که واقعاً از بار مسئولیتش خلاصی می یابد. اما نه تنها خلاص نمی شود بلکه بیشتر مسئولیت دارد چراکه یک بچه را شوهر داده است.
    دیگر از آن شیطنتها و لباس و کفش و کیف مدرسه خبری نیست. او باید یک زن باشد. باید مطیع باشد. باید بچه بیاورد و باید و باید و باید…
    و افسوس که در این سرزمین کودگان چگونه به دست خانواده و جامعه خود نابود می شوند.
    این دختر بچه تا چند ماه دیگر باید مادر یک بچه دیگر باشد!

     
  • bicameralmind 4:21 pm on October 14, 2008 پیوند پایدار | پاسخ دادن
    Tags: گەلەک باش... گەلەک زوو گۆڕدرا ب   

    گەلەک باش… گەلەک زوو گۆڕدرا بۆ گەلەک خراپ 

    شێل سیلڤێرشتاین
    وەرگێڕی نارین محەمەدی

    گەلەک باش… گەلەک زوو گۆڕدرا بۆ گەلەک خراپ
    گەلەک باش
    هیچکەس هیچی بە من نەگوت، بۆیە هیچکات نەمزانی
    گەلەک باش چەند زوو گۆڕدرا بۆ گەلەک خراپ

    هەتاو… گۆڕدرا بۆ سێبەر، بۆ باران
    تامەزرۆیی… گۆڕدرا بۆ چێژ، بۆ دەرد
    سۆزی گۆرانییە دڵڕفێنە عاشقانەکان جێگای خۆیان بەخشی بە سروودە خەمناکەکان
    گەلەک زوو.

    گەلەک باش… خێراتر لەوەیکە بیرمان لێ کردبێتەوە گۆڕدرا بۆ گەلەک خراپ
    گەلەک زوو.
    بە وشەیەک وەکوو “بۆ هەمیشە” دەستی پێکرد
    و هەمیشە گۆڕدرا بۆ هێندی جار بۆ هیچکات
    و منت خۆش بوێت گۆڕدرا بۆ جێگایەکیش (لە دڵتا) بۆ من بهێڵەوە،
    گەلەک زوو.
    ئەگەر هیچکەس پێتی نەگوتوە، دەبێت ئێستا بزانی
    کە گەلەک باش، گەلەک زوو دەگۆڕدرێت بۆ گەلەک خراپ
    گەلەک زوو.

     
  • bicameralmind 12:53 pm on October 12, 2008 پیوند پایدار | پاسخ دادن
    Tags: بووکی بی جانتا   

    بووکی بی جانتا 

    جلەکانی لەبەر کردبوو و قژە شۆڕەکانی بەسەر شان و ملیدا پەرێشان کردبوو. دەستە گوڵەکەی بەدەستەوە بوو بەڵام روخساری پەشێو و دوودڵ بوو. هەموو کەسوکاری بنەماڵەی لەوێ ئامادەبوون و دایکی وەک پەپوولە بە دەوری کچەکەیدا دەسووڕایەوە. بنەماڵەی زاوا لەو لاترەوە بەدەور مێزێکی چوار گۆشدا چاوەڕوان بوون. براکانی زاوا هەمویان ریشن بوون. ئەتگوت بۆ شایی نەهاتبێتن، ئەو بە جۆرێک لە نێو چاوانیان دیار بوو. دایکی بووک، بووکە دڵتەنگەکەی برد بۆ نزیکیان، بەلام هەرکە گەشتنە لای مێَزەکە بووک هەڵهات.
    خانوویەکی گەورە بوو. چاوم بڕیبووە رەنگی قژەی ژنەکان. وەک زیو دەدرەوشایەوە. بەدوای دەرفەتێکدا بووم لێیان پرسیار بکەم بزان ملە کام ئاریشگا قژیان رەنگ کردووە. حەزم دەکرد منیش بەو شێوە قژم رەنگ بکەم؛ بەڵام قژی من کورت بوو و قژی ئەوان درێژ بۆیە ئەوەندە جوان دەهاتە بەرچاو. ئەوەش خۆی بوو بە کەڵکەڵەیکیتر کە چی بکم بە زووترین کات قژم درێژ بێتەوە؟ دەبێت هەر رەوشت یان دەرمانێک بێت.
    بۆ چەن ساتێک خۆمم لە نهۆمی خوارەوە بینی. لەوێدا سێ کوڕی جوان و گەنجم بینی و کتوپڕ هەستم کرد لەسەر تراسی خانووکە راوەستاوم. ئەوان بەرەوڕووم دەهاتن و دەیانویست لەگەڵیان سەما بکەم. پێشنیارێکی خۆش بوو. بە هێواشی قەبووڵم کرد، بەڵام هەر کە نزیکیان بوومەوە کەوتمە دڵەخورپە و دوودلێ و وتم نە! پێیان ناخۆش بوو و منیش هەستم کرد دەبێت هەڵبێم بۆیە بە تەواوی هێزمەوە هەڵهاتم و لەو خانووە گەورە دەرپەڕیم. خۆم فرێ دایە نێو تەکسیەکی شرۆڵە و داوام لێکرد خێراتر لێیبخوڕێت. ئەوانیش بە موونیکایەکی رەشەوە وەدووم کەوتن. نەمدەزانی ئەگەر وەدەستیان بکەوم چیم بەسەر دێت و لە راستیدا نەشمدەزانی بۆ هەڵدێم! تاکسیەکە سووڕایەوە و لە بەرەوژوورکەیک بەسەر کەوت. خۆمم لەبەردەم خانووە گەورەکەدا بینیەوە. چەند ژن وەک ئەوەی چاوەڕێ رووداوێک بن دەستیان دەکوتا بە سەر دەستدا و لە ژێر لچەوە شتێکیان دەگوت. هەستم کرد ئەیانەوێت یارمەتیم بدەن، بۆیە دابەزیم. یەکێکیان خێرا منی لە نێو چەمەدانێکی قاوەیی گەورەی کە لە پەنای ئامادەی کردبوو، شاردەوە. ئەوە جانتای نامۆیەکی کۆژەر بوو لە سەفەرێکی نادیاردا؛ جانتایەک بوو پڕ لە بۆنی ژن و سەفەر. من لە نیِو جانتای نامۆیەکدا خۆم پەنا دابوو و خە بێ ئەوەی بزانم بۆ کوێ دەڕۆم ببوم بە ناوەڕۆکی جانتای نامۆیەک لە جادەیەکی بێ کۆتایی.

     
c
ایجاد نوشته‌ی جدید
j
نوشته‌ی بعدی/دیدگاه بعدی
k
نوشته‌ی قبلی/دیدگاه قبلی
r
پاسخ
e
ویرایش
o
نشان‌دادن/مخفی‌کردن دیدگاه‌ها
t
برو به بالا
l
رفتن به ورودی
h
نمایش/پنهان‌سازی راهنما
esc
لغو